الا یا ایها الساقی
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 18 شهریور ماه سال 1384

           
          بردی ز یاد
      
آمدی پروانه در جانت نبود
قصّه ی هر غصّه، درمانت نبود
تو تهی از درد ومن از تو تهی
آمدی توخالی وبی آگهی
دردرونت موج بی رحمی زیاد
تومراوعشق را بردی ز یاد
دروجودت قله دارد کبر و آز
بی نماز،ای بی نماز،ای بی نماز
عشق می آید کمی در می زند
بر وجودت نیش خنجر می زند
شکر ایزد بر لب وجانت نبود
این مرض راهیچ درمانت نبود
تابه کی درجهل بوجهلی شوی
چون وحوشی کی روی اهلی شوی
من به اهلیّت تو را درمان دهم
دل تهی کن تا تورا یزدان دهم
پیر مرشدحال را همراه باش
جهل کفر است نازنین آگاه باش
می روی روزی و روزی می رود
روزگار پینه دوزی می رود
وقت دیدار است و شرمت می رسد
آه غم بر جان گرمت می رسد
پس چرا امروز و فردا می کنی
هی تمنا ، هی تمنا می کنی




 
یکشنبه 13 شهریور ماه سال 1384

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 8762


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها