باز هم زلزله ٬ بازهم قلب های که ترک می خورند . ناگاه مبهوت می شویم . غصه ی بچه های بم را فراموش نکرده ایم که ... زلزله ای دیگر زرند را ... دوباره اشک ٬ دوباره غصه هایی که در دل همه ی ما ضرب می شوند . باز هم چشمانی به انتظار یاری ما ... باز هم دستانی که سرما رهایشان نمی کند . اگر آن خانه ٬ خانه ی من بود . اگر آن پدر ... اگر آن مادر ... و ... هم وطن تو همیشه آمده ای همه جا و امروز نوبت کرمان تا کریمان قیامی دوباره داشته باشند .
|